تبليغاتX
هیات مرآت الشهدا-شهرستان بهبهان
مادر! ببين زخم هايم خوب شده اند.  

وقتي دشمن بعثي، مدرسه شهيد پيروز شهرستان بهبهان را موشك زد، دانش آموز شهيد عبدالصاحب صحاحي تا پاسي از شب، به كمك مردم، در بيرون آوردن شهدا و مجروحين مشغول بود و بعد از نيمه شب بود كه با لباس خون آلود به منزل بازگشت.

همسنگرانش مي گفتند: او در چهل و پنج روز آخر حضور در جبهه، كاملاً خدايي شده بود و سنگر، هر شب با نواي دلنشين و مناجات و نماز شب او صفا مي گرفت. شبي خواب ديدم كه نزد من آمد و گفت: مادر جان! ببين زخم بازويم خوب شده است. نگاه كردم ديدم كه جاي زخم او كاملاً بهبود يافته است.

وقتي خبر شهادتش را به ما دادند، دريافتم كه همان شب كه او را در خواب ديده ام، شب شهادت او بوده است. شهادتي مظلومانه به وسيله بمباران شيميايي رژيم متجاوز بعثي عراق.

راوي:مادر شهيد/منبع: كتاب «عطر حنجره هاي بي تاب»، نويسنده: «سيد حبيب حبيب پور»، ناشر:«لوح محفوظ»

|+|
نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 14:59
ناگفته هایی از سردار سر لشکر اسماعیل دقایقی به بیان محسن رضایی 

آنان كه اين روزها خود را به آب و آتش مي‌زنند و عمليات‌هاي ويژه و برق‌آسا براي كاهش نفوذ ايران در عراق ترتيب مي‌دهند، احتمالا نمي‌دانند در كوران جنگ ايران و عراق، فرماندهان ايراني نظير اسماعيل دقايقي با فتح دل‌هاي اسراي ارتش عراق، آنان را به جنگ در جبهه ايران و عليه ارتش بعث صدام مي‌فرستادند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، نام «اسماعيل دقايقي» چهره صبور و محجوبي را به خاطر مي‌آورد كه با دقت و حوصله فراوان، اقدامي منحصر به فرد را در جنگ ايران و عراق عملي كرد و آن شناسايي، سازماندهي و گسيل نيروهاي عراقي ـ شامل مجاهدين عراقي و اسراي آزادشده ـ به جنگ با ارتش صدام بود؛ پديده‌اي كه به ندرت مي‌توان در جنگ‌هاي جهان آنها را مشاهده نمود.

آنچه در پي مي‌آيد، ناگفته‌هايي از شهيد دقايقي به بيان محسن رضايي، فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس است:


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 12:31