
شهید داوود دانایی جانشین فرمانده گردان فجر و سردار شهد حبیب اله شمایلی
قائم مقام فرمانده لشکر ۷ ولی عصر
صبح روز بيستم دي ماه 65 است،فرمانده نيروها را جهت نماز بيدار مي كند و نيروها هر كدام به طرفي مي روند كه وضو بگيرند و نماز را به جا بياورند.در اين لحظات هواپيماهاي رژيم بعث عراق در آسمان ديده مي شوند،ابتدا از بالاي سر نيروها گذشتند ولي برمي گردند و در برگشت محل تجمع نيروهاي گردان(جاده شهيد صفوي)را بمباران شيميايي مي كنند در اين حال و هوا هر كس دنبال ماسك مي گرد آنان كه همراه دارند از ماسك خود استفاده مي كنند و بقيه از منطقه دور مي شوند.در اين بين معاون رشيد گردان داوود دانايي در حالي كه از ماسك خود استفاده مي كند متوجه برادري مي شود كه سر در گم دنبال گمشده اي مي گردد شهيد دانايي ماسك خود را در مي آورد و به ايشان مي دهد و او را از منطقه دور مي كند و به طرف ديگر برادران مصدوم مي رود.بار ديگر برادري را بدون ماسك مي بيند،اين بار چفيه خود را به اين برادر مي دهد و همچنان به سوي نقطه انفجار جهت كمك به ديگران مي رود.
در حالي كه شديداً مورد تعارض گازهاي شيميايي قرار مي گيرد گامهايش لرزان مي شود و بر زمين مي افتد،ايشان را به عقب انتقال مي دهند بعد از چند روز در بيمارستان به آرزوي ديرينه خود كه همانا شهادت بود مي رسد.
![]()

